بلفاروپلاستی

عوارض عمل بلفاروپلاستی و راههای پیشگیری

Complications of blepharoplasty and ways to prevent it
عوارض بلفاروپلاستی

عوارض عمل بلفاروپلاستی و راههای پیشگیری

عوارض بلفاروپلاستی غیرمعمول هستند و در صورت بروز معمولاً خفیف و گذرا هستند، مانند هماتوم و کموز. با این حال، گاهی اوقات می توانند شدید باشند، مانند نابینایی، یا ممکن است به اصلاح جراحی مانند اکتروپیون نیاز داشته باشند.بلفاروپلاستی عملی برای اصلاح کانتور و پیکربندی پلک ها به منظور بازگرداندن ظاهری جوان تر است. این جراحی شامل برداشتن پوست، چربی و ماهیچه اضافی است. علاوه بر این، ساختارهای نگهدارنده مانند تاندون های کانتال سفت می شوند. سایر شرایط مانند پتوز، پتوز ابرو، انتروپیون، اکتروپیون، یا برداشتن پلک نیز ممکن است در زمان انجام بلفاروپلاستی برای اطمینان از بهترین نتیجه عملکردی و زیبایی، نیاز به اصلاح داشته باشند. به دلیل پیچیدگی و ماهیت پیچیده آناتومی پلک، عوارضی وجود دارد. علاوه بر ارزیابی کامل قبل از عمل و برنامه ریزی دقیق جراحی، درک علت شناسی عوارض کلیدی برای پیشگیری است. در نهایت، مدیریت عوارض به اندازه تکنیک جراحی مهم است.

هزینه جراحی بلفارو پلاستی

عوارض عمل بلفاروپلاستی : پیشگیری و مدیریت

1. ارزیابی قبل از عمل

در ارزیابی اولیه، بیماران تشویق می شوند تا خواسته ها و نگرانی های خود را در مورد ظاهر زیبایی و ویژگی های عملکردی پلک های خود بیان کنند. اطمینان دادن به بیمار در مورد حفظ حریم خصوصی به تسهیل توانایی بیمار برای بیان نتیجه دلخواه خود کمک می کند. استفاده از آینه دستی با اندازه مناسب به بیمار کمک می کند تا ظاهر دلخواه خود را توضیح دهد. اگر بیمار همچنان در توصیف یا نشان دادن آنچه که می‌خواهد تغییر کند، مشکل دارد، جراح را موظف می‌کند که تا زمانی که توافق روشنی به دست نیاید، بحث را ترویج کند یا جایگزین ارائه کند – در غیر این صورت، جراحی نباید انجام شود.

برانگیختن نگرانی های خاص هر بیمار و همچنین شناسایی انتظارات غیر واقعی توسط جراح مهم است. نگرانی‌های بیماران می‌تواند بسیار متفاوت باشد، از بیزاری خاص از سرپوش جانبی، نگاه “نگاه” یا “بیش از حد” (بسیار رایج)، نگاه فرورفته (یک نگرانی رایج در بیماران جوان‌تر)، تا ترس از کوری تا نگرانی در مورد طول دوره نقاهت و درد حین و حین عمل. انتظارات غیرواقع بینانه شامل بیمارانی می شود که اصلاً تمایلی به تا زدن پلک بالایی ندارند، بیماران جراحی شده (که قبلاً اصلاح شده اند) که مایل به “بهبود” بیشتر هستند، بیمارانی که قصد دارند روز بعد از عمل جراحی به شغل پر تقاضای خود بازگردند یا کسانی که سفر را در داخل اتاق رزرو می کنند. هفته اول جراحی بیمارانی که به جراحی زیبایی به عنوان یک کالا نگاه می کنند تا یک عمل پزشکی با خطرات همراه، نباید تحت عمل جراحی قرار گیرند. در مشاوره اولیه، برای جراح مهم است که تشخیص دهد کدام بیماران غیرواقعی را می توان با اطمینان آموزش داد و جراحی کرد و کدام یک را نمی توان.

هنگامی که نگرانی های بیمار شناسایی شد، جراح باید در مورد بیماری های قلبی و تیروئید، فشار خون بالا، دیابت، دیاتز خونریزی و تشکیل اسکار کلوئید تحقیق کند. آلرژی و لیستی از داروها باید ذکر شود. بیمارانی که آسپرین، داروهای ضد انعقاد، داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی، ویتامین E، جینکو و سایر داروهای گیاهی مصرف می‌کنند، باید در صورت امکان تا 3 هفته قبل از عمل، مصرف آنها را قطع کنند. در معاینه بیمار، جراح باید با شرح حال و معاینه کامل چشم به دنبال بیماری چشم و دور چشم باشد. معاینه کامل چشم شامل بینایی، تحرک، استرابیسم، عدم تقارن اربیتال یا پلک، اگزوفتالموس، پتوز ابرو، و عدم تقارن، پتوز، جمع شدن پلک، ارتفاع چین پلک، نمایش صلبیه تحتانی، شلی پلک، آنتروپیون، اکتروپیون، ارزیابی خشکی چشم است. اندازه‌گیری‌های مهم برای ارزیابی شامل شقاق کف دست، فاصله رفلکس حاشیه‌ای، مقدار لاگوفتالموس و ارتفاع چین پلک است. بررسی لامپ شکاف و آزمایش شیرمر از نظر این نویسنده ضروری است

هزینه کاشت هر تار ابرو

2. برنامه ریزی جراحی

هنگام برنامه ریزی برای انجام بلفاروپلاستی پلک فوقانی، تعیین میزان پوست اضافی در پلک های فوقانی، میزان چربی اضافی یا افتادگی، موقعیت غدد اشکی و وسعت پوشش جانبی و برآمدگی داخلی مهم است. هنگام آماده شدن برای بلفاروپلاستی پلک تحتانی، ویژگی های مهمی که باید به آن توجه کرد عبارتند از: مقدار پوست اضافی و وجود ریتیدهای ریز (چروک ها)، افتادگی چربی (کمیت و محل)، کیسه های مالار یا فستون، شلی پلک، نمای اسکلرال و ویژگی های رنگدانه ای. ویژگی های نژادی، قومی، یا مادرزادی صورت بیمار باید یادداشت شود و در مورد اینکه چه چیزی، اگر چیزی، باید تغییر کند، بحث شود.

عکس‌های قدیمی برای تعیین چین‌های جوانی پلک فوقانی بیمار مفید هستند. باید درک کرد که عکس‌های قدیمی یک تضمین یا حتی یک هدف را نشان نمی‌دهند، بلکه به عنوان یک راهنمای عمل می‌کنند. بسیاری از مردم هرگز پلک بالایی کاملاً “باز” ​​نداشتند و در سال‌های جوان‌تر “درپوش سنگین” به نظر می‌رسیدند و ارتفاع چین‌های پلک آنها 7 میلی‌متر است نه 10 میلی‌متر. معمولاً تلاش برای تغییر شدید ماهیت پلک بالایی آنها اشتباه است، مگر اینکه این تمایل و ظاهر بعد از عمل کاملاً مشخص شود. برنامه ریزی جراحی شامل تصمیم گیری در مورد اینکه آیا پلک بالایی یا پایینی یا هر دو عمل می شود. همچنین شامل تصمیم گیری در مورد تکنیکی است که باید انجام شود (تیغه فولادی در مقابل لیزر CO2، روش ترانس ملتحمه در مقابل روش خارجی برای بلفاروپلاستی تحتانی). هر گونه روش کمکی که باید انجام شود نیز باید تعیین شود. روش‌های کمکی شامل ترمیم پتوز ابرو (بلفاروپلاستی داخلی، مستقیم، کرونر یا آندوسکوپی)، ترمیم پتوز، تعلیق غدد اشکی، بلند کردن پلک و سفت کردن پلک پایین یا کانتوپکسی جانبی است. برداشتن پوست پلک پایین یا لایه برداری با لیزر (یا هیچ کدام) نیست

یک تصمیم کلیدی دیگر نویسندگان از بلفاروپلاستی با لیزر CO2 با رویکرد پلک تحتانی ترانس ملتحمه حمایت می کنند. لایه برداری پوست CO2 برای رفع زائدگی پوست و فستون ها (در بیماران با انواع پوست مناسب) مفید است.

شیوه صحیح خوابیدن بعد از کاشت مو

3.عوارض عمل بلفاروپلاستی

این وظیفه جراح است که قبل از انجام عمل، بیماران را از خطرات احتمالی جراحی آگاه کند. به عنوان جراح، مهم است که از عوارض احتمالی جراحی آگاه باشید. عوارض بلفاروپلاستی می تواند جزئی یا جدی باشد. گرانش درک شده از یک عارضه ممکن است بین بیمار و جراح متفاوت باشد. ایجاد اعتماد و ارتباط برای یک رابطه پزشک و بیمار ضروری است، شاید حتی در یک روش کاملاً انتخابی و زیبایی شناختی با انتظارات و استانداردهای بالا مهمتر باشد. پس از عمل، مدیریت نگرانی های بیماران بسته به نگرانی می تواند از اطمینان بخشی تا مداخله جراحی متغیر باشد.

3.1.اکیموز و هماتوم سطحی کبودی

توسط هر بیمار بلفاروپلاستی تجربه می شود، بنابراین در واقع یک عارضه نیست بلکه یک عارضه جانبی مورد انتظار است. برای به حداقل رساندن کبودی، بیمار باید از مصرف داروهای ضد انعقاد خودداری کند، فشار خون خود را در صورت وجود کنترل کند و از ضربه، خم شدن و زور زدن بعد از عمل خودداری کند . استفاده از لیزر CO2 و حفظ میدان جراحی خشک با کوتر دوقطبی یا با فوکوس زدایی لیزر CO2، وقوع اکیموز بعد از عمل را به حداقل می رساند. کبودی بیش از حد می تواند منجر به بهبودی طولانی مدت، عفونت، سیکاتریزاسیون و رنگدانه های پوست شود.

پس از عمل، بیمار می تواند با چند مداخله ساده – کمپرس آب یخ و بالا بردن سر به بهبودی کمک کند. کمپرس آب یخ باید به طور مداوم به مدت 3 روز استفاده شود (به جز هنگام خوردن یا خواب). کسانی که سریعتر بهبود می یابند در بیشتر شب اول نیز فشرده می شوند. کیسه های یخ یا ماسک های یخ زده خیلی سنگین هستند که ممکن است به بافت های پلک آسیب برساند یا زخم ها را از بین ببرد. بیماران باید حداقل 45 تا 60 درجه سر خود را بالا نگه دارند. به طور حکایتی ادعا شده است که آرنیکا خوراکی قبل و بعد از عمل (یک عامل شفابخش گیاهی) در صورت تجویز در دوزهای معمولی کمک می کند.

3.2. جداشدگی زخم

عوامل خطر برای از بین رفتن زخم بعد از عمل شامل عفونت، خواب ناآرام و حتی ترومای جزئی بعد از عمل است. به حداقل رساندن بازشدگی زخم شامل انتخاب مناسب بخیه و قرار دادن بخیه است. برای بلفاروپلاستی پلک فوقانی، بخیه های پوستی با بالابرنده 6-0 پرولن یا بافت پرتارسال ترجیح داده می شود. بخیه های ابریشمی و قابل جذب پلک بالایی در بلفاروپلاستی پلک بالایی رضایت بخش کمتری دارند. بخیه های قابل جذب پلک فوقانی چه در پوست و چه به صورت مدفون، خطر واکنش بافتی یا از بین رفتن را دارند. پرولن بی اثر است و به طور تمیز بسته می شود که برای بستن دقیق زخم مفید است.

برش های لیزر CO2 به 7 روز برای بهبود نیاز دارند، بنابراین بخیه ها در روز 7 یا 8 برداشته می شوند. یک بخیه پرولن در حال اجرا، با چندین تقویت کننده قطع شده مفید است. ناراحتی بیمار ناشی از برداشتن بخیه با استفاده از فورسپس Jeweller و قیچی تیز Vannas به حداقل می رسد. برش ملتحمه ایجاد شده در بلفاروپلاستی پلک تحتانی ترانس ملتحمه هرگز نیازی به بخیه ندارد. این به این دلیل است که آنها بیشتر از اینکه مفید باشند ضرر دارند. اغلب در زمان بلفاروپلاستی نیاز به سفت کردن پلک پایین است. بسته به میزان شلی، می توان یک روش نوار تارسال جانبی کامل یا تاندون کانتال جانبی انجام داد. اگر نیاز به یک روش نوار کامل تارسال [5، 6] باشد، به بیمار به شدت هشدار داده می‌شود که از کشیدن یا خوابیدن روی پلک خودداری کند تا از گشاد شدن پلک جلوگیری شود. گشادی خفیف را می‌توان با آنتی‌بیوتیک‌های موضعی و خوراکی درمان کرد، اما یک انقباض کامل نیاز به دبریدمان و ترمیم سریع دارد تا از جمع شدن پلک پایین و ایجاد اسکار جلوگیری شود.

شلی پلک خفیف‌تر به‌وسیله‌ای از لایه‌برداری تاندون کانتال جانبی در زمان بلفاروپلاستی پلک پایین‌تر درمان می‌شود، و انقباض در اینجا کمتر شایع است و میزان خفیف‌تری دارد، و از این رو معمولاً می‌توان به صورت حمایتی مدیریت کرد. با این حال، زخم های خارجی پلک باید به طور متقارن قرار داده شوند و به دقت بسته شوند تا از عدم تقارن و زخم جلوگیری شود.

گاهی اوقات، خطوط برش ممکن است هیپرتروفی به نظر برسند، به ویژه در بیماران کلوئیدی. در بیماران آسیایی و سیاه پوست، لیزر CO2 را می توان با خیال راحت در داخل پوست برای حذف چربی استفاده کرد، اما به دلیل افزایش خطر هیپرتروفی اسکار و بد رنگی، باید از برش های پوستی لیزری در این بیماران اجتناب شود. شکل 1 نمونه ای از یک بیمار با هیپرتروفی اسکار و دیپیگمانتاسیون را نشان می دهد.

شکل 1 هایپرتروفی اسکار و بد رنگی پس از برش های بلفاروپلاستی پوستی انجام شده در جای دیگر با لیزر CO2 در یک بیمار شرقی. اگر خط برش در 4 هفته کمی ضخیم و قرمز باشد، زمان، ماساژ و کرم ویتامین E مفید است. به ندرت می توان از استروئیدهای موضعی یا تزریقی استفاده کرد، زیرا کلوئید واقعی پوست پلک نادر است. گاهی اوقات به جای هیپرتروفی اسکار، کیست های انکلوزیون اپیتلیال ایجاد می شود. مهم است که بین این دو تمایز قائل شوید، زیرا کیست نیاز به باز کردن سقف یا برداشتن آن دارد. خطر تشکیل گرانولوم بخیه با استفاده از بخیه های پرولن و برداشتن کامل آنها در زمان مناسب کاهش می یابد. در نهایت، برش های ملتحمه گاهی اوقات می توانند گرانولوم های پیوژنیک ایجاد کنند. می توان یک دوره کوتاه مدت از استروئیدهای موضعی را آزمایش کرد. در غیر این صورت، درمان برداشتن گرانولوم پیوژنیک است.

3.4. اصلاح بیش از حد پلک بالا

اصلاح بیش از حد پلک بالا ناهنجاری های زیبایی شناختی و عملکردی ناشی از برداشتن بیش از حد پوست و چربی و از زخم ها و چسبندگی های بیش از حد ناشی از آپونوروز بالابرنده است. عوامل خطر برای اصلاح بیش از حد شامل ضربه قبلی به پلک، شرایط پوستی منجر به سفت شدن پوست و بیماری گریوز است. اندازه گیری و دقت کلیدی برای جلوگیری از تصحیح بیش از حد است. به طور کلی، جراح باید 10 میلی‌متر از پوست را زیر ابروها بالای برش چین پلک بالایی بگذارد تا از لاگوفتالمو جلوگیری شود، و اگر ارتفاع چین پلک کمتر از 10 میلی‌متر از لبه پلک باشد، بیشتر است. به دلیل ناتوانی در بستن پلک، کراتیت مواجهه غیرقابل درمان می تواند ایجاد شود. در بیمارانی که پوست بسیار بیش از حد، ابروهای کم پشت، لیفت قبلی ابرو یا بلفاروپلاستی قبلی دارند، باید مراقبت های ویژه ای انجام شود. با ایجاد چین پلک بالاتر در حین بلفاروپلاستی می توان به تأثیر بیشتر (از نظر بلند کردن پوست از روی مژه ها) برای برداشتن پوست کمتر دست یافت. ضربه بیش از حد به عضله بالابر، آپونوروز بالابر، و پد چربی پیش آپونورتیک می تواند منجر به جمع شدن پلک فوقانی، نمایش اسکلرا و لاگوفتالموس شود.

جمع شدن پلک فوقانی ثانویه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2 پس کشیدن پلک فوقانی پس از بلفاروپلاستی پلک بالا. کمبود پوست خالص را می توان با پیوند پوست با ضخامت کامل برطرف کرد. اگر جراح فکر می کرد که پوست بریده شده را در گاز مرطوب حفظ کند، می توان از آن تا یک هفته بعد از عمل استفاده کرد. پوست پشت گوش اغلب در دسترس است و جایگزین خوبی برای پوست پلک است. پیوند پوست در چین پلک بالایی قرار می گیرد تا به پنهان کردن آن در چین فوقانی کمک کند. با این حال، همیشه نسبت به بلفاروپلاستی اولیه که به صورت محافظه کارانه انجام می شود، زیبایی کمتری خواهد داشت و ممکن است تا یک سال طول بکشد تا ترکیب شود. اگر جای زخم عمیق‌تر نیاز به رها شدن دارد، باید در زمان کاشت پیوند پوست انجام شود. علاوه بر این، قرار دادن بخیه کششی پلک بالایی مهم است یا پیوند پوست بی‌اثر خواهد بود .

آزاد شدن اسکار عمیق‌تر خطر تصحیح کم یا بیش از حد را به همراه دارد که منجر به پتوز یا عود انقباض پلک می‌شود. تعمیر صحیح به خودی خود یک هنر است. برای دستیابی به نتیجه مطلوب ممکن است چندین تعمیر مورد نیاز باشد. علت انقباض پلک معمولاً ادغام سپتوم مداری در بافت های عمیق تر است. بنابراین، آزاد کردن سپتوم از این بافت‌های عمیق‌تر بسیار مهم است. در صورتی که پیوند پوست به اندازه کافی انجام شده باشد، افزایش طول ثانویه پلک فوقانی نیز می تواند به صورت خلفی انجام شود، بنابراین از برش پوستی دیگر جلوگیری می شود. یکی دیگر از تکنیک های مفید این است که بخیه کششی را بیش از یک هفته رها کنید. با درخواست از بیمار برای کشیدن بالابر با بخیه کششی به تعدیل ارتفاع پلک و دستیابی به ارتفاع دلخواه کمک می کند. بهتر است از پیوندهای جداکننده پلک فوقانی مانند صلبیه یا تارسوس اجتناب شود، زیرا غیرضروری هستند و می توانند برای بیمار ناخوشایند و قابل لمس باشند.

شکل 3 نمونه ای از لاگوفتالموس ثانویه به تصحیح بیش از حد پلک بالایی را نشان می دهد. به دلیل پیچیدگی‌های اصلاح پلک فوقانی اصلاح‌شده، درجه خفیف‌تری از لاگوفتالموس علامت‌دار را می‌توان از طریق ارتفاع پلک تحتانی با پیوند لایه‌ای خلفی پلک تحتانی، همانطور که در بخش بعدی شرح داده شده است، بررسی کرد. این می تواند لاگوفتالموس را بدون برش های خارجی قابل مشاهده یا خطر پتوز القایی یا پیوندهای ناخوشایند پوست در هنگام استفاده بهبود بخشد. مقدار لاگوفتالموس باید به حدی باشد که ارتفاع پایین پلک آن را از بین ببرد. به طور متوسط، این مقدار بین 1 تا 2 میلی متر است. همچنین موقعیت پلک پایینی باید به گونه ای باشد که بالا آوردن آن به آن مقدار بیش از حد عنبیه تحتانی را نپوشاند.

شکل 3 لاگوفتالموس ثانویه به اصلاح بیش از حد پلک فوقانی. برداشتن چربی اضافی یا بالا بردن غیر طبیعی چین و چروک می تواند منجر به ظاهری توخالی در پلک بالایی شود. حتی مقدار متوسط ​​آن می تواند برای بیماری که همیشه پلک های سنگین داشته است ناراحت کننده باشد.
زمانی که بیمار یاد می‌گیرد که ابروهایی را که قبل از عمل به‌طور مزمن قوس‌دار شده‌اند (به دلیل درماتوکالاز) شل کند، چین پلک بالایی را نرم می‌کند و خود چین به وضوح کمتر مشخص می‌شود. پر کردن نواحی توخالی می تواند مشکل ساز باشد. مروارید چربی، تزریق چربی، پیوند چربی درم و تزریق آلوپلاستیک را می توان امتحان کرد. این خطرات قابل توجه است و شامل اثر کوتاه، زخم و بی نظمی بافتی، خطوط ناهموار، و پتوز و جمع شدن پلک است. کوری و سکته آمبولیک می تواند با تزریق تصادفی داخل وریدی یا داخل شریانی این مواد، به ویژه در نزدیکی عروق فوق اوربیتال رخ دهد
 

3.5. اصلاح بیش از حد و عقب کشیدن پلک پایین

تغییرات بعد از عمل در موقعیت پلک نیز می تواند پس از بلفاروپلاستی پلک پایین رخ دهد. ناهنجاری های موقعیت پلک تحتانی شامل جمع شدن پلک تحتانی با نمایش اسکلرال، گرد شدن کانتور پلک پایین، گرد شدن زاویه کانتال جانبی و اکتروپیون می باشد. اینها می توانند ناشی از کمبود پوست، اسکار لایه میانی (سپتوم مداری) و سیکاتریزاسیون لایه خلفی (کشنده و ملتحمه) باشد که در شکل های 4، 5، 6، 7 و 8 مشاهده می شود. پلک اغلب در زمان جراحی نادیده گرفته می شود، که به سایر ناهنجاری ها اجازه می دهد بعد از جراحی خود را نشان دهند
 
 
اسکار لایه میانی
 
شکل 4 پلک تحتانی این بیمار اکتروپیون سیکاتریسیال با اسکار لایه میانی را نشان می دهد که باعث جمع شدن پلک و همچنین پس از بلفاروپلاستی در جای دیگر می شود. بیمار لاگوفتالموس علامت دار شدید و همچنین ظاهری ناخوشایند دارد
 
آزاد شدن اسکار
 
شکل 5 نمای بعد از عمل بیمار پس از بالا بردن پلک تحتانی، آزاد شدن اسکار، پیوند مخاطی کام سخت لایه خلفی، و پیوند پوست در سمت چپ (شدیدتر). پلک ها به دلیل نیاز به چسباندن و کشش تا مدتی بعد از جراحی به صورت جداگانه عمل شدند. فشار داخل چشم به حالت عادی بازگشته است. در اوایل دوره پس از عمل، مداخلات کوچک می تواند تفاوت بزرگی در نتیجه نهایی ایجاد کند. درمان کموز ملتحمه می تواند فشار رو به پایین روی پلک پایین را کاهش دهد. از بین بردن آلرژی موضعی و گاهی اوقات استفاده کوتاه مدت موضعی استروئید مفید است. برای به حداقل رساندن عفونت و جای زخم و کاهش انقباض، می توان به بیمار ماساژ رو به بالا آموزش داد. اگر تشکیل سیکاتریکس در مراحل اولیه تشخیص داده شود، تزریق موضعی استروئید بدون دپو می تواند گاهی نیاز به جراحی درگیرتر را برطرف کند. اگر آشکار است که جراح میزان شلی افقی پلک ها را دست کم گرفته است (یعنی انجام عمل جراحی تاندون به جای روش رسمی نوار تارسال)، و در نتیجه پلک خارج از بدن است، بازبینی زودهنگام دوباره می تواند از نیاز به اقدامات بیشتر جلوگیری کند. جراحی پیچیده بعدا سفت کردن افقی پلک درجه بندی شده در همه بیماران به جز جوانترین بیماران استفاده می شود.
برداشتن چربی از طریق ملتحمه به تنهایی باید در بیماران جوان‌تری در نظر گرفته شود که ممکن است پوست اضافی کمی داشته باشند و پوست آن‌ها ممکن است آنقدر انعطاف‌پذیر باشد که خود به خود بعد از عمل سفت شود. در مواردی که چروکیدگی پوست و کاهش ریتید مورد نظر باشد، از لیزر مجدد استفاده می شود. در صورت امکان از نزدیک شدن فلپ عضله پوست فرعی به پدهای چربی اجتناب می شود. در بیماران (به خصوص مردان) با پوست برجسته و بیش از حد اوربیکولاریس که کاندید لیزر نیستند، چربی همچنان از طریق ملتحمه برداشته می‌شود، پلک به صورت افقی سفت می‌شود و از یک برداشتن محافظه‌کننده ماهیچه‌ای پوست استفاده می‌شود.
باید مراقب بود که بیمارانی که ساختار استخوانی میانی صورت ضعیفی دارند، جایی که پلک‌های پایینی پایین نشسته‌اند، و پتانسیل انقباض بعد از عمل بسیار بیشتر است. در زمان جراحی بلفاروپلاستی می توان به افزایش پروفیلاکسی پلک تحتانی و پیوند لایه خلفی توجه کرد. در موارد متأخر، سهم نسبی شلی پلک، کمبود پوست، و اسکار لایه میانی با “آزمایش سه انگشت” ارزیابی می شود. اگر پلک به موقعیت خود بازگردد و ظاهر اسکلرال صرفاً با سفت کردن جانبی از بین برود، کوتاه کردن افقی تنها چیزی است که لازم است، معمولاً از طریق روش نوار تارسال. (به خاطر داشته باشید که در این شرایط میزان کاهش اتصال پریوستال افزایش می یابد.) اگر انگشت دوم در پلک مرکزی به سمت بالا فشار می آورد، معمولاً پیوند خلفی-لاملار مورد نیاز است. اگر کمبود پوست مشهود باشد، ممکن است به پیوند پوست تمام ضخامت نیاز باشد.
در موارد مبهم، ابتدا می توان پیوند لایه خلفی را امتحان کرد و بیمار هشدار داد که ممکن است یک روش زیر با پیوند پوست ضروری باشد. مخاط کام سخت معمولاً برای پیوند استفاده می شود . یک پیوند آزاد تارسوکونژونکتیو می تواند به طور متناوب مورد استفاده قرار گیرد . اگر انگشت سوم برای جذب پوست با فشار دادن وسط صورت به بالا لازم باشد، ممکن است پیوند پوست یا لیفت وسط صورت ضروری باشد. بهبود جزئی ممکن است با پیوند لایه خلفی و سفت کردن افقی به تنهایی حاصل شود. تکنیک ترمیم نوار تارسال در جاهای دیگر به خوبی توضیح داده شده است. پوست و اوربیکولاریس، حاشیه پلک، ملتحمه و جمع کننده های پلک تحتانی از پلک اضافی به صورت جانبی برداشته می شوند و یک نوار تارسال جانبی ایجاد می کنند که سپس به توبرکل ویتنال در داخل لبه اربیتال جانبی متصل می شود. زاویه کانتال جانبی به یک پیکربندی حاد تغییر یافته است

بالا بردن پلک خلفی با برش دقیق در سطح پایین صفحه تارسال از طریق ملتحمه، جمع کننده های پلک تحتانی و سپتوم مداری به دست می آید و اینها به سمت پایین از عضله اوربیکولاریس پوشاننده فرو رفته اند. اسکار مشاهده شده و لمس شده در شرایط انقباض پس از بلفاروپلاستی به شدت آزاد می شود، بنابراین پلک از اتصالات به لبه اربیتال تحتانی آزاد می شود. سپس یک پیوند لایه خلفی بین لبه تحتانی بریده شده صفحه تارسال و لبه بریده شده ملتحمه قرار می گیرد. می توان از مخاط کام سخت یا تارسوکونژکتیو پلک فوقانی به عنوان پیوند استفاده کرد، اما باید به خاطر داشت که این بیماران قبلاً جراحی تهاجمی انجام داده اند.

بنابراین، اغلب عاقلانه است که از دستکاری بیشتر پلک فوقانی با گرفتن پیوند دهنده از آن جلوگیری شود. سپس در صورت سست بودن پلک پایینی سفت می شود یا اگر شل نباشد، بردار رو به بالا با حداقل تارسورافی الشنیگ به آن داده می شود. یک لنز تماسی بانداژ یا محافظ کلاژن برای محافظت از قرنیه قرار داده می شود و پلک پایینی در طول شب به سمت بالا کشیده می شود.

این تکنیک‌ها مشابه روش‌هایی هستند که برای درمان انقباض پلک بیماری چشمی تیروئید استفاده می‌شوند پوکی بیش از حد ناشی از حذف تهاجمی چربی را می توان با همان تکنیک های تقویتی که برای پلک های فوقانی توضیح داده شده است، درمان کرد و در معرض خطرات و محدودیت های یکسانی است. هنگامی که کمبود پوست، قرار دادن پیوند پوست را دیکته می کند، این روش مشابه روش سایر اشکال اکتروپیون سیکاتریسیال است. اسکار قبلی باز می شود، چسبندگی های داخلی به طور گسترده آزاد می شوند (و هموستاز کامل به دست می آید). پلک بر روی کشش رو به بالا قرار می گیرد تا این فرآیند تسهیل شود، و پس از سفت شدن پلک به صورت افقی، یک گرافت تمام ضخامت با اندازه مناسب ایجاد می شود تا با نقص مطابقت داشته باشد. پلک باید 1 تا 7 روز با یک بخیه یخ زده به ابروی جانبی در کشش رو به بالا نگه داشته شود .

3.6. عدم تقارن

عدم تقارن برنامه ریزی دقیق قبل از عمل، از جمله اندازه گیری های دقیق و توجه به هرگونه عدم تقارن در ویژگی های صورت، باید یک روال برای هر جراح باشد. نه تنها جراح، بلکه بیمار نیز باید از عدم تقارن قبل از عمل و پتانسیل انجام عملیات های کوچک “تاچ آپ” آگاه باشد. برای جلوگیری از تعقیب دم، معمولاً باید 3 ماه یا بیشتر بعد از عمل اولیه به تعویق بیفتد. لازم است برای عدم تصحیح عدم تقارن (مانند تفاوت های جزئی ارتفاع ابرو) مواردی در نظر گرفته شود.

شایع ترین نتیجه ای که بیمار به آن اشاره می کند عدم تقارن چین پلک است. اگر این حالت ادامه داشت، چین پایین را می توان با ایجاد یک برش بالاتر برای تطبیق و ثابت کردن چین روی آپونوروس بالابر درست بالای بالای صفحه تارسال بالا برد. پایین آوردن چینی که بیش از حد بالا است دشوار است. خطر شکست، با تأکید مجدد، دو برابر شدن، یا سایر زخم های چین پایین موجود است.
در صورت لزوم، برش پایین‌تری ایجاد می‌شود و چربی بین پوست و بالابرنده به جلو کشیده می‌شود تا از چسبندگی مجدد این ساختارها جلوگیری شود. یکی دیگر از پیامدهای مورد توجه بیماران، عدم تقارن کاهش پوشش جانبی است. علامت گذاری دقیق قبل از عمل، بروز این نتیجه را به حداقل می رساند و البته بسیاری از درجات جزئی عدم تقارن با گذشت زمان از بین خواهند رفت. در صورت تداوم، برداشتن پوست فوق‌الطرف با اصلاح چین، سمتی که دائماً سرپوش دارد را بالا می‌برد. مهم است که برش را به سمت بالا در وسعت جانبی تنظیم کنید، در غیر این صورت روکش باقی می ماند. تار کانتال داخلی زمانی اتفاق می‌افتد که برش‌ها همانطور که در شکل 9 مشاهده می‌شود بیش از حد وسط انجام می‌شوند. سپس پوست به صورت یک خط مستقیم بر روی حفره‌ی فوق‌ومدیال پلک بالایی پل می‌زند. تشخیص زودهنگام و ماساژ تهاجمی اکثر موارد را از بین می برد. موارد ماندگار با روش پلاستیک V-to-Y درمان می شوند.
 
تار کانتال داخلی بعد از بلفاروپلاستی
 
شکل 5 تار کانتال داخلی بعد از بلفاروپلاستی پلک فوقانی که توسط متخصص پوست انجام شده است.

3.7. پتوز

پتوز با درجات مختلف برای بیماران یک روز پس از بلفاروپلاستی پلک فوقانی معمول است. جراح مجرب که مطمئن است عضله بالابرنده و آپونوروز در حین جراحی شناسایی و حفظ شده است، نگران نخواهد شد. ادم پلک بعد از عمل و ادم بالابرنده شایع هستند و از علل موقت پتوز هستند.
به یاد داشته باشید که آپونوروز بالابر مرحله ای است که در آن حذف چربی از بلفاروپلاستی فوقانی انجام می شود. و طبیعی است که اختلال عملکرد زودرس بعد از عمل گاهی دیده شود. با این حال، برای جلوگیری و مدیریت پتوز پس از عمل باید احتیاط خاصی انجام شود.
جراح باید آناتومی بیمار خود را بداند و سپتوم را از بالابرنده تشخیص دهد. اگر قرار است چربی برداشته شود باید سپتوم باز شود اما بالابرنده نه. این دو در پلک بالایی با هم ترکیب می‌شوند، بنابراین به جراح بی‌تجربه توصیه می‌شود که سپتوم را در جایی که سد خوبی از چربی پیش‌آپونورتیک در زیر آن وجود دارد باز کند تا از بالابرنده محافظت کند.
یکی از راه‌های شناسایی بالابر در مقابل سپتوم این است که به یاد داشته باشید که سپتوم با کمان مارژینالیس مداری ترکیب می‌شود. اگر سپتوم اوربیت کشیده شود، جراح می تواند احساس سفت شدن آن را با قرار دادن انگشت زیر ابرو احساس کند. به طور مشابه، اگر از بیمار خواسته شود که به بالا نگاه کند، سپتوم مداری در هنگام گرفتن حرکت نمی کند، اما بالابر حرکت می کند.
همچنین به یاد داشته باشید که وقتی چربی پیش آپونورتیک گرفته می شود و اتصالات سپتوم تقسیم می شود، می توان آپونوروز بالابرنده سطحی را با آن بالا کشید. بنابراین، هنگام آزاد کردن چربی از بالابر زیرین باید با ملایمت رفتار کرد، در غیر این صورت ممکن است به طور ناخواسته بالابر آسیب ببیند.
به طور مشابه، هنگام استفاده از لیزر CO2 برای بریدن لوبول‌های چربی، نیاز به یک “بازگشت” (معمولاً یک نوک Q) برای جذب انرژی لیزر منتقل شده و جلوگیری از آسیب به ساختارهای زیر (بالابر، عضله مولر، ملتحمه و ملتحمه) است. کره زمین). همین اصل در حذف چربی پلک تحتانی برای محافظت از مورب تحتانی اعمال می شود. در صورت مشاهده پارگی لواتور قطعی، در صورت ایجاد پتوز باید ترمیم شود.
ممکن است لازم باشد آرام‌بخش بیمار را برای ارزیابی دقیق ارتفاع پلک کم کنید و نشستن آن‌ها در حالت عمودی نیز مفید است. در صورت عدم وجود پارگی مشخص بالابر، پتوز مداوم پس از عمل معمولاً به مدت 3 ماه قبل از ترمیم پیگیری می شود، زیرا اکثریت در این دوره زمانی برطرف می شوند. استثنا می تواند بیماری باشد که بلفاروپلاستی ترکیبی و ترمیم پتوز پیشرفته بالابر انجام داده است و مشخصاً در حدود یک هفته اصلاح می شود – زخم آنها به راحتی باز می شود و بخیه بالابر لیز خورده به راحتی جایگزین می شود. با این حال، رویکرد دیگر برای مدیریت پتوز پس از عمل این است که 3 ماه صبر کنید و سپس یک روش Fasanella-Servat خلفی انجام دهید. این رویکرد سریع و قابل پیش بینی از باز شدن زخم قدامی جلوگیری می کند و همچنین از اصلاح بیش از حد و ناهنجاری های اسکار جلوگیری می کند.

3.8. اپی فورا و ناراحتی چشمی

اختلال عملکرد پلک زدن پس از بلفاروپلاستی رایج است که به دلیل تورم بافت های پلک پس از عمل است. این با مکانیسم پمپ پارگی تداخل دارد. لاگوفتالموس می تواند ترشح اشک رفلکس را افزایش داده و منجر به اپی فورا نسبی شود. تورم همچنین می‌تواند باعث چرخش پونکتا به سمت داخل یا خارج شدن از طریق تورم یا انقباض بافتی ناشی از خطوط برش یا لایه‌برداری مجدد با لیزر شود که همچنین باعث اپی فورا می‌شود. به طور مشابه، کموز ملتحمه ناشی از یک برش بین ملتحمه و با خشک شدن مربوط به لاگوفتالموس می‌تواند پونکتا را بپوشاند و دوباره منجر به اپی فورا شود.

روانکاری، کمپرس سرد و مشاهده برای تفکیک ضروری هستند. به طور مشابه، تجزیه اپیتلیال قرنیه می تواند منجر به درد گذرا، احساس جسم خارجی و پارگی شود. کلید درمان کمک به بهبود اپیتلیوم قرنیه در سریعترین زمان ممکن برای جلوگیری از کراتیت عفونی است. می توان از پماد و چسب چشمی استفاده کرد، اما لنز تماسی بانداژ به مدت 12 تا 24 ساعت برای بهبود سریع و راحت قرنیه بدون فشار غیر طبیعی روی خطوط بخیه مفید است. اگر خط برش بیش از حد داخلی و خیلی نزدیک به خط وسط افقی حمل شود، ممکن است اپی فورا ناشی از آسیب به سیستم خروجی اشکی رخ دهد.

پونکتوم نقطه عطفی مفید برای برش پلک بالایی و پلک تحتانی است. برای بلفاروپلاستی پلک فوقانی، پایان دادن برش درست در کنار نقطه پونکتوم، از ایجاد تار کانتال داخلی و همچنین آسیب سیستم اشکی جلوگیری می کند. برش‌ها باید حداقل 4 تا 5 میلی‌متر بالاتر از پونکتوم باشند تا از کانالیکلوس جلوگیری شود. به طور مشابه، برای بلفاروپلاستی پلک تحتانی، وسعت داخلی برش پلک تحتانی باید دقیقاً در سمت پانکتوم متوقف شود، خواه ماهیت ملتحمه یا فرعی باشد.

در صورت بروز اپی فورا، آسیب واقعی کانال ممکن است نیاز به ترمیم دیرهنگام داشته باشد. بسیاری از بیماران مسن تر با یک کانال انسدادی به دلیل کاهش تولید اشک، پارگی ندارند. اگر انسداد بیشتر از 8 میلی متر دیستال از پونکتوم باشد (در جراحی بلفاروپلاستی بعید است)، یک کانالیکولو داکریوسیستورینوستومی ممکن است سیستم را بازسازی کند. برای انسدادهای پروگزیمال بیشتر با پارگی، توالی مداخلات افزایشی امکان پذیر است. یکی با سه ضربه بر روی نقطه کانال بدون مانع شروع می شود، به دنبال آن یک DCR (برای افزایش جریان از طریق کانال بدون انسداد)، و سپس یک DCR با لوله جونز در موارد نسوز.

3.9. دوبینی

خوشبختانه دوبینی بعد از بلفاروپلاستی بسیار نادر است اما هنوز هم یک عارضه شناخته شده است. رایج‌ترین شکل آن زمانی ایجاد می‌شود که پس از باز شدن ملتحمه (پلک پایینی) یا پوست (پلک فوقانی)، بی‌حسی موضعی در حین عمل با تزریق مستقیم چربی تکمیل شود. این به دلیل انتشار سریعتر و گسترده تر عامل بی حس کننده موضعی است که بر سایر ساختارها مانند اعصاب جمجمه تأثیر می گذارد. فرد باید مورب و بالابر تحتانی را در حین جراحی شناسایی (و حفظ) کند تا مطمئن شود که آسیب ندیده است.
دوبینی معمولاً به شکلی است که نشان دهنده تخلیه بی حسی موضعی است، مانند فلج جزئی عصب سوم یا ششم. در صورت نگرانی، بیمار را می توان تا زمانی که علائم بهبود مشاهده شود، مشاهده کرد. علیرغم استفاده از مخلوط لیدوکائین/مارکائین برای بی حسی موضعی، توجه به این نکته مهم است که این نوع دوبینی همیشه تا روز بعد از بین می رود. مکانیسم دیگر آسیب مستقیم یا غیرمستقیم به مورب تحتانی در حین جراحی است. آسیب به ماهیچه های مایل تحتانی یا کمتر شایع دیگر عضلات خارج چشمی نادر است.
یکی از نشانه های آسیب قریب الوقوع عضله، خونریزی زیاد است. جراح باید خونریزی را متوقف کند اما در عین حال از کوتر شدن بیش از حد یا آسیب های دیگر به عضله جلوگیری کند. مایل پد چربی پایین میانی را از پد چربی پایین مرکزی تقسیم می کند و باید به راحتی شناسایی شود و بنابراین محافظت شود. این همچنین یک راه خوب برای اطمینان از اینکه فرد پد چربی داخلی را از نظر حذف چربی “فراموش نکرده است” است.
دوبینی مداوم بعد از روز اول اغلب با حرکات چشم یا تمرینات فیوژن برطرف می شود، در صورتی که کمبود شدید وجود نداشته باشد. در صورت تداوم کسری، کمک همکاران استرابیسم محور شما می تواند گهگاه بسیار مفید باشد. در نهایت، گاهی اوقات بیمارانی وجود دارند که چند هفته یا چند ماه پس از جراحی به تنهایی به فلج عصب جمجمه ای غیرمرتبط مبتلا می شوند. اینها به صورت عادی برای چنین شرایطی بررسی و دنبال می شوند.

3.10. آسیب چشم

بدیهی است که جراحی بلفاروپلاستی بسیار نزدیک به کره زمین انجام می شود و احتمال آسیب به کره زمین وجود دارد. خطر افزایش در بیماران مبتلا به پروپتوز وجود دارد، مانند بیمار مبتلا به بیماری چشم تیروئید یا بیمار با گلوکوم بزرگ یا بیرون زده. آسیب گلوب می تواند با لیزر CO2، با اسکالپل فولادی یا با تزریق بی حس کننده موضعی رخ دهد. در صورت استفاده از لیزر CO2، محافظ‌های لیزری چشم ضروری هستند، اما باید روانکاری چشمی کافی برای جلوگیری از ساییدگی قرنیه در هنگام قرار دادن یا برداشتن آنها وجود داشته باشد.
لیزر باید همیشه به دور از کره زمین هدایت شود، حتی از طریق محافظ چشم. اندازه گیری حدت بینایی و معاینه لامپ شکاف در اولین ویزیت بعد از عمل (تقریباً همیشه روز بعد از عمل) برای رد آسیب چشم و مستندسازی عدم وجود آن ضروری است. روغن کاری چشم و زخم بعد از عمل با پماد آنتی بیوتیک چشمی در پیشگیری از شکستگی قرنیه، خشکی چشم و کموز ملتحمه بسیار مهم است. این به این دلیل است که اکثر بیماران در ابتدا مقادیر کمی لاگوفتالموس را از اثر بی حسی موضعی مداوم بر روی اوربیکولاریس، تورم و سفتی پلک ها تجربه می کنند. شکل 6اسکار قرنیه ناشی از لاگوفتالموس شدید را نشان می دهد.
 
اسکار شدید قرنیه ثانویه
 
 
شکل 6اسکار شدید قرنیه ثانویه به لاگوفتالموس شدید پس از بلفاروپلاستی انجام شده در بیمار مبتلا به بیماری چشمی تیروئید. یک چرخه معیوب می تواند ایجاد شود که در آن ملتحمه شیمیایی به دلیل متورم بودن خشک می شود و به دلیل خشکی متورم می شود. این همچنین می‌تواند منجر به تشکیل دلن قرنیه شود، یا قرنیه خشک می‌تواند از بین برود. به دلیل تیرگی ناشی از استفاده از پماد، بیماران باید برای یک هفته رانندگی نکنند.
در شرایط جراحی بلفاروپلاستی، خراش های غیر عفونی قرنیه بهتر است با لنز تماسی بانداژ درمان شوند. این باعث تسکین سریع علائم، بهبودی سریع، توانایی نظارت بر بینایی و عدم فشار روی زخم های ناشی از چسب می شود. یک لنز تماسی نیاز به بازدید روزانه یا تقریباً روزانه دارد تا زمانی که ساییدگی بهبود یابد و لنز برداشته شود. هر آسیب واقعی کره زمین باید تحت درمان سریع و مناسب توسط چشم پزشک باشد.

3.11. خونریزی

مداری با از دست دادن بینایی تشخیص این که خونریزی اربیتال همراه با کاهش بینایی ممکن است، اگرچه عارضه نادر جراحی بلفاروپلاستی مهم است. میزان بروز 1 در 2000 تا 1 در 25000 برآورد شده است . فشار خون بالا، استفاده از داروهای ضد انعقاد یا ضد پلاکت، جراحی طولانی مدت پیچیده و عمل مجدد از طریق بافت اسکار عوامل خطر برای این وضعیت هستند. خونریزی رتروبولبار شکلی از سندرم کمپارتمان است که مدار توسط چهار دیواره استخوانی محدود شده و سپتوم مداری به عنوان محفظه عمل می کند. با خونریزی حاد، فشار داخل چشمی به طور ناگهانی افزایش می یابد و خون رسانی به عصب بینایی به خطر می افتد. هر گونه افزایش همزمان فشار داخل چشم ثانویه است و درمان آن تاثیری بر نتیجه نخواهد داشت.
بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *